تبليغاتX
نجوای غریب
صفحات ادبي و هنری

باسمه تعالي

پاسخ خودآزمايي هاي كتاب ادبيات فارسي 3 (به استثناي رشته ي انساني )

 

 

          به نام ايزد دانا

          با عرض سلام و احترام خدمت همكاران عزيز

        نوشته اي كه پيش رو داريد تلاشي اندك در جهت وحدت نظر و يكسان نمودن پاسخ خودآزمايي هاي كتاب ادبيات  فارسي    

سـوم متوسطه بر اساس چاپ 1387 است بي شك باتو جه به گستردگـــي مطالب و دانش اندك نويسنده ، اين نوشته  داراي نقايصي آشكار است ، اميد است با نظرات اصلاحي و تكميلي همكاران محترم گروه ادبيات فارسي ، نقايص آن اصلاح گردد. از همكارا ن عزيز خواشمند است نظرات صائب خود را ،جهت رفع كاستي ها  از طريق سامانه هاي زير به اطلاع اينجانب برسانند . در ضمن فايل نوشته با نرم افزار  Word برروي وبلاگ اينجانب قابل دسترسي است ./

   

                                                                                                                                                   با سپاس

                                                                                                           حسين نظريان

 

SIASAT1350@ yahoo . com     : پست الكترونيك

http://nagvayegharib.blogfa.com   :وبلاگ

   :تلفن

 

خود آزمايي درس اول صفحه ي 6

1-كوتاهي در شكر گزاري و عبادت خداوند

2-الف)بخشندگي ( خوان نعمت بي دريغش همه جا كشيده...)     ب)رحمت ( باران رحمت بي حسابش ) ج) عيب پوشي ( پرده ي ناموس بندگان )  د) روزي رساني ( وظيفه ي روزي به)      ه) بخشايندگي و آمرزش (هر گه كه يكي از بندگان)

3- ابر و بادو مه خورشيد و فلك         /       همه از بهر تو سرگشته و فرمان بردار   

4- ضمير «م» در جمله ي « بوي گلم چنان مست كرد.»  : (مستم كرد )بوي گل من را چنان مست كرد ./ ضمير «ش» در جمله ي «بازش بخواند»  : ( باز بخواندش ) باز او را به تضرع و زاري بخواند.

5- الف) مه طاسك گردن سمندت .( ماه  مانند طاس گردن اسب توست)      ب) شب طره ي پرچم سياهت.( شب مانند طره ي

پرچم سياه توست)   ج) افلاك حريم بارگاهت . ( افلاك مانند حريم بارگاه تو هستند .) و ...

6- نثر مسجع و فني زيرا در آن انواع سجع ها ، تشبيهات ، استعاره ها  ، مترادفات و توصيفات شاعرانه  به صورت طبيعي و با رعايت اعتدال به كار رفته است.

7-  تركيب بند شعري است چند بخشي كه هر بخش ، از نظر قافيه و درون مايه مانند قصيده يا غزل است .اين بخش ها را بيت مصرّع متفاوت و نامكرري  به هم  مي پيوندد   .درون مايه ي تركيب بند ها مضاميني از قبيل رثا ، مدح ،عشق و.. . است .جمال الدين اصفهاني ، وحشي بافقي و محتشم كاشاني از مشهورترين سرايندگان اين قالب شعري هستند .

قسمتي از بند دوم تركيب بند جمال الدين عبدالرزاق اصفهاني :

اي آرزوي قَـــدَر لقايت              وي قبله ي آسمان سرايت

در عالم نطق ، هيچ ناطق               نا گفتــه سزاي تو ثنايت

هم تابش اختران ز رويت               هم جنبش آسمان برايت

بر ديده ي آسمان قدم نه              تا سرمه كشد ز خاك پايت

اي كرده به زير پاي كونين            بگذشته ز حَدِّ قاب قوسين          ( بيتِ تركيب )

درس دوم صفحه ي 13

1-اندوه و تاسف از اوضاع پيش آمده  و اندرز گويي 

2- رستم پيشنهاد مي كند كه خودشان استراحت كنند و سپاهيان  زابلي را به ميدان  بياورد تا با هم بجنگند و اسفنديار كه خواهان جنگ و خون ريزي است با ديدن صحنه هاي جنگ و خونريزي به آرزوي خود برسد .

3- الف) كنايه در مصراع دوم بيت سوم( همه دل پر از باد و لب ..... ).     ب)تشبيه در بيت سيزدهم ( به سان پلنگي كه بر .....)

ج) تضاد واستعاره در بيت پانزدهم( چو نزديك گشتند پير و جوان )    د) مبالغه در بيت شانزدهم(خروش آمد از باره ي ...... )

4-  اصرار و كوشش

5- هنگام تولد ،  زال سپيد مو بود . پدرش سام او را مايه ي شرمندگي خاندان خود دانست و دستور داد  تا او را رها كنند سيمرغ زال را يافت و پروراند تا بزرگ شد .عاقبت  سيمرغ تعدادي از پرهاي خود را به زال مي دهد و  به خانواده برمي گردد  ....

6- الف ) زمينه ي داستاني دارد .يعني رزم رستم و اسفنديار به صورت يك داستان بازگو مي شود ب) جنبه ي قهرماني دارد يعني شخصيتي مانند رستم كه قهرمان شاهنامه است علاوه بر دلاوري و جنگ آوري، انساني آزاده است كه  روحي لطيف وآرماني دارد.  ج)زمينه  خرق عادت : يعني حضور سيمرغ  و رويين تني اسفنديار كه بر خلاف توانايي هاي بشري است

د) زمينه ي ملي : يعني آن جا كه رستم با همه ي توانايي هايش به خاطر ميهن دوستي نمي خواهد با اسفنديار كه فرزند شاه ايران است،بجنگد . يا جايي كه رستم شكست خود را شكست سيستان مي داند .

 

درس سوم صفحه ي 21

1-صفحه ي 16 سطر 13 و14 ( حقاً رسم تازه اي است كه ملوك مدد كار ملك الموت باشند )همچنين صفحه ي 17 دو سطر آخر

(.... با حكم اعدام ديگر سرافرازمان مي فرماييد)و.....

2- شخصي متملق ، چاپلوس و  نوكر صفت حراف

3-الف) در سخنان كمال الملك لحني سنگين ، آرام و در عين حال كوبنده و منطقي با زبان ادبي  ب)در كلام  رضا شاه لحن خشن غير منطقي  با زبان  محاوره اي  ج) توضيحات نويسنده در متن، با زبان معيار

4- استبداد: صفحه ي 15 سطر 16 تا 18( بعيد از ما قدرتمداران هفت خطه ......)   صفحه ي 17 سطر 10 تا 15( .....حالا امر مي كنيم استاد يك بله قربان شيرين بگه )

تملق درباريان : صفخه ي 16 سطر 20 تا 24 ( ....... آدم هاي بي ريخت و بد قواره اي مثل جان نثار اجازه ي شرف يابي به خواب همايوني ندارند.)

5- تابلوي خود را از روي بوم برمي دارد و بر زمين مي گذارد و فرش او را شاهكار مي نامد. اين كار، نشانه ي تواضعِ او در برابرِ هنرمندانِ شايسته ي گمنام و ارج نهادن به هنر و هنرمندي ديگران است.

 

درس چهارم صفحه ي 37

1-صفحه ي 28 سطر 11 تا پايان بند ( آفتاب از سوراخ پشت بام افتاده بود روي تير وسط طويله .......)

2- به علت: الف)  دوست داشتن  و دلبستگي بيش از حد او  به گاو        ب)  چون آن گاو، همه ي زندگي اش بود و نمي خواست باور كندكه آن را از دست داده است.

3- مسخ و  از خود بيگانگي كه موجب گريز از واقعيت مي شود/ جهل و فقر /نا اميدي و نا بساماني هاي اجتماعي / زندگي محنت بار روستاييان فقير.

4- در داستان نظامي عروضي بزرگ زاده اي را مي بينيم كه به علت بيماري ماليخوليا، خود را گاو مي پنداشت كه بوعلي سينا با ابتكار خود او را مداوا نمود ، اما در اين داستان شخصي را مي بينيم كه با از دست دادن همه ي سر مايه اش كه يك گاو است ، خود را گاو مي پندارد و در نهايت با مرگ او داستان به پايان مي رسد.

 

 

 

درس پنجم صفحه ي 45

1- گل دسته ها ايهام از : ( 1- مناره ها 2- بچه ها) فلك ايهام از : ( 1- آسمان 2- نوعي ابزار تنبيه )

2- لحن داستان كودكانه است . نويسنده از طريق گفتار هاي كودكانه فضا ي داستان را پيش برده وبه طرح موضوع اصلي پرداخته است .

3- بله. زيرا مواردي چون فلك، مناره ، پله ، مي توانندمفاهيم رشد ، كمال  و عروج را القا كنند و اين دو مي توانند نماد كساني باشند كه مي خواهند به رشد و تعالي برسند . و مدرسه مي تواند نماد جامعه باشد . از طرف ديگر نمايان گرِ مفاهيمي چون محروميت هاي اجتماعي يا محدوديت ها و قوانين سليقه اي نيز هست.

4- اصغر نماد افراد پر ادعا اما در عمل ناتوان و ترسو و متكي به ديگران . راويِ داستان، فردي كنجكاو و جستجوگر و بي باك است .

5- نويسنده بدون پرداختن به جزييات از اصل غافل گيري استفاده نموده و مستقيما وارد اصل ماجرا شده است . همچنين نويسنده با به كار گيري ايهامي لطيف در عنوان درس بر زيبايي داستان افزوده است.

 

درس ششم صفحه ي 53

1- وي مي گويد : من نيز فرزند اين پدرم و  تربيت شده و شاگرد او هستم و اگرفقط  يك بار هم او را مي ديدم در تمام عمر شاگرديش مي كردم  بنابر اين من هم ، اين هديه ها را  نمي پذيرم.

2- يقين نداشت كه آن مال ها حلال است و در  شبهه ناك بودن آن اموال شك داشت .

3- من بايد در قيامت براي آن هدايا پاسخگو باشم.

4-عزت نفس و  قناعت ، بلند همتي ، آ زادگي و شجاعت  ، حق گويي ، تربيت درست و

5- الف)كو تاهي جملات  و كاربر افعال فراوان - صفحه ي  51سطر 23 (...... و ببردم و راه يافتم و برسانيدم و امير بخواند و گفت نيك آمد.)     ب) وجود لغات و تركيبات عربي و. صفحه ي 52 سطر 12و13( وزر و وبال آن به چه كار آيد؟ )بونصر گفت: اي سبحان الله ، لله دركما

درس هفتم صفحه ي 57

1-به خاطر هنر نمايي بيهقي در گسترش مسايل   و پيوستگي مطالب آن.

2- چگونگي پوشش ، لباس ،  وضع ظاهر وهمچنين  طرز رفتار آنان.

3- الف ) محبو بيت حسنك كه باعث شده بود تا مردم دست به سنگ نبرند.  ب) بد ذاتي دشمنان او ج) استفاده ي دستگاه حكومت از ارازل  و  اوباش و مزدوران ،در موقعيت هاي مختلف ،براي بدنام كردن انسان هاي شايسته و مردمي.

4- پند و اندرز به خوانندگان و افزايش  نشاط و رغبت آنان براي خواندن مطالب ملال آور تاريخي.

 

درس هشتم صفحه ي 65

1- زيرا بازگو كننده ي مرگِ غم انگيز اسفنديار است.  در اين داستان با مرگ اسفنديار كه يكي از شاهزادگان ايراني و  از قهرمانان محبوب شاهنامه  است  فاجعه اي بزرگ رخ مي دهد است.

 نمونه : 1- داستان رزم رستم و سهراب 2- داستان سياوش

2- كيكاووس پادشاه ايران در مازندران اسير ديو سفيد بود و رستم براي نجات  او با  هفت خطر بزرگ روبرو مي شود . هفت خان رستم عبارتند از 1- پديدار گشتن شير و كشتن آن 2- غلبه بر تشنگي و رفع آن 3- كشتن اژدها 4- كشتن زن جادو گر 5- گرفتاري اولاد به دست رستم 6- جنگ با ارژنگ ديو 7- كشتن ديو سپيد.

3-  وجه اشتراك دو شخصيت : 1) هردو جوان و جوياي نام و كم تجربه اند  2 )هردو فريب خورده اند 3) هردو خواهان پي ريزي نظام نوين هستند ./ وجه اختلاف دو شخصيت از :    1) سهراب خواهانِ جنگ با رستم  نيست ولي اسفنديار جنگ طلب است 2) سهراب رستم را نمي شناسد اما اسفنديار او را مي شناسد . با توجه به اين ويژگي ها ، سهراب را شخصيتي پاك و حرف شنو و مهربان مي يابيم اما اسفنديار  چهره اي جنگ طلب ، حرف نشنو ،لجوج و مغرور  است كه آرزوي دست يابي بر تاج و تخت شاهي و جانشني پدر ، باعث شده است تا خَرد را با دل اندر مغاك كند.

4- رستم دلبسته ي آيين كهن است حال آنكه اسفنديار اين گونه نيست . رستم دوستدار آزادگي  و اسفنديار دوستدار به اسارت كشيدن رستم است.

 5- الف) رويين تن است . ب) شاهزاده است و وابسته به دستگاه حاكم  پ) جوان است ت) در جنگ هاي پيشين پيروز بوده است.

6- رستم شخصيتي است با پيشينه اي درخشان ،او شخصي آزاده است كه  اسارت را به هيچ قيمتي نمي تواند بپذيرد  و معتقد به آيين كهن است، او سرافرازي خود را سرافرازي ايران و شكست خود را شكست كشورش مي داند  اما  اسفنديار جواني است مغرور و رويين تن و معتقد به آيين نو ،كه  تاج و تخت پادشاهي را مي خواهد و به هر روش ممكن خواستار پادشاهي است  ولو با اسارت رستم يا هر شيوه ي ديگر.

 

درس نهم صفحه ي 78

1- صفحه ي 70 بند اول ( شب همه جا دامن گسترده بود ، دشت سينه ي وسيع و داغش را در برابر وزش نسيم ملايمي قرار داده بود .....................) صفحه ي 70بند دوم( گاه گاه شيهه ي چند اسب ِ بي شكيب ، سكوت دشت را در هم مي شكست ................)

2- خير ، اين شعر با آن كه  لحني حماسي دارد و به مبارزه دعوت مي كند زمينه ي  داستاني ندارد زيرا حماسه بايد دربستري از حوادث شكل گيرد  .همچنين ديگر  زمينه هاي حماسه وخرق عادت در آن چندان مشهود نيست . هرچند كه وجود بعضي زمينه هاي حماسه ، مانند  زمينه ي قهرماني و  ملي (امت اسلامي) را در آن نمي توان انكار كرد .

3- الف ) موسي= امام خميني ( ره) ب) فرعونيان و قبطيان = اسرائيلي ها و صهيونيست ها

4- چهره ي پير (حبيب بن مظاهر و جناده ) جوان( حضرت قاسم بن الحسن (ع)- عمروبن جناده)

5-در  بيت اول « خار و خاره » آرايه ي جناس   و در  بيت ششم ( وادي پر از فرعونيان و قبطيان .................. ) آرايه ي تلميح  به كار رفته است.

درس دهم صفحه ي 87

1-  داراي روحيه ي ايثار ،مقاوم ، شجاع ،شاداب، صميمي و مهربان

2- رفتاري مردانه همراه با شجاعت ، چهره اي مظلوم،  استوار و آرام  و  داراي  اعتماد به نفس

الف:  پاتك: ضد حمله براي پس گرفتن خاك و يا ضربه زدن پس از هجوم دشمن.

ب:  انهدام نيرو: عمليات براي از بين بردن امكانات نظامي و انساني دشمن

ج: عمل كردن: حمله كردن و  منفجر شدن ابزار انفجاري.

4- سر مشق گرفتن نيرو هاي مقاوم و استوار از يكديگر.

5- دو مرغ رها ، دو صف يا كريم

6- شاعر مي خواهد  رو شنيِ  نگاه جانباز  را برتر از آفتاب نشان دهد .

7- يك سبد به مفهوم انبوهي و فراواني است. در اينجا منظور شاعراز ميوه ي خورشيد ، نور و رو شنايي فراوان . نور معنويت ، بصيرت و آگاهي.

 

درس يازدهم صفحه ي 96

1- به علت  صفا و پاكي انسان به هنگام تولد، شاعر ولادت را  امري خدايي و مظهر پاكي و روشنايي مي داند.

2- عزت و شكوه جواني و كمال نعمت ها و شكوفايي  دورانِ جواني.

3- جواني ، انسان

درس دوازدهم صفحه ي 105

1- كسب درآمد بيشتر

2- زاويه ديد : سوم شخص (داناي كل)      درون مايه: آزمندي و حرص      اوج داستان : آتش گرفتن ققنوس  و همه ي حاضرا ن در پايان داستان

3- الف) ققنوس عطار: در هندوستان است.      ققنوس اين داستان :در عربستان است.

    ب) ققنوس عطار: آواز خوان است.           ققنوس اين داستان:  ساكت و خاموش است .

    پ) ققنوس عطار: مظهر انسان است.      ققنوس اين داستان: مظهر هويت ملت هاست.

    ت)ققنوس عطار: دست نيافتني است.     ققنوس اين داستان: دست يافتني و اسير قفس است.

اما هردو ققنوس ويژگي هاي مشتركي دارند از جمله: هردو مرگ يكسان دارند و هردو موجودي يگانه و تنها هستند. ديگر اينكه هردو پرنده موجودي عجيب و افسانه اي  هستند.

4- خدا به انسان مي گويد :/ شفايت مي دهم /از اين رو كه آسيبت مي رسانم / دوستت دارم/ از اين رو كه مكافاتت مي كنم.

5- آنهايي كه حقيقت را ناديده مي گيرند و قصد دارند آن را پنهان كنند.

درس سيزدهم صفحه ي 112

1- منظور ویس است. رامين.(اِخ) رام. رامتين. نام عاشق ويسه. (غياث اللغات) (آنندراج). نام عاشق ويس. (ناظم الاطباء). نام عاشق ويس است و قصهء ويس و رامين مشهور است. (برهان قاطع). همان رام) نقل از لغت نامه ي دهخدا                                      2- اميد رسيدن به محبوب ، زندگي بخش است و همچون آب بر آتش مي پاشد و موجب آرامش و تسكين جان عاشق مي شود .

3- زيرا در اين شعر از مفاهيمي چون : احساسات و عواطف ، عشق، وفا واميد كه از عناصر اصلي ادب غنايي است    سخن به ميان آمده است.

4- راز محرمانه و نهاني عاشق.

5- به دليل  راستگويي ، صفا و صداقت در پيام رساني.

6- با بيت اول شعر. الف) رديف و قافيه ي هر دو شعر يكسان است و از نظر مفهوم و درون مايه  غنايي و عاشقانه هستند. ب)  شعر حافظ روان تر و زيبا تر  و از نظر كاربرد  موسيقي و  آرايه هاي ادبي قوي تر است ج)  در هر دو بيت، مقصد مقدس و پيام  داراي اهميت است . از نظر اصالت مضمون اين موضوع ابتدا در شعر خاقاني مطرح شده و سپس حافظ آن را به شكلي ديگر بيان كرده است. د)  در بيت حافظ ابتدا خبر و سپس تاكيد آمده ولي در بيت خاقاني ابتدا تاكيد و سپس خبر آمده است . ه ) در بيت حافظ«صبا» به هدهد تشبيه شده است ودر بيت خاقاني اين گونه نيست.

درس چهاردهم صفحه ي 116

1- شناخت پروانه ي اول و دوم ؛ زيرا معرفت اولي در مرحله ي علم اليقين و دومي در مرحله ي عين اليقين قرار داشت در حالي كه سومي به مرحله ي حق اليقين رسيد و حقيقت حال محبوب را درك كرد.

2- شمع  يا  آتش شمع.

3- مضمون هر دو شعر يكي است ، از تمام داستان مفهوم دو بيت سعدي را در مي يابيم و آن اين است:آنان كه ادعا مي كنند به حقيقت رسيده اند ، هيچ خبري از حقيقت ندارند زيرا هركس به حقيقت برسد چنان در ذات دوست فاني مي شود كه اثري و خبري از او به ديگران نمي رسد .

4- بيت اول: هين سخن تازه بگو تا دو جهان

5- خمش ايهام دارد : 1- خاموش - ساكت  2- تخلص مولوي

6- هيچ نشاط و كاميابي و موفقيتي بدون لطف و نظر خدا حاصل نمي شود.

درس پانزدهم  صفحه ي 125

1- كبوتر طوقدار : پيام نويسنده اين است كه اتحاد، يكدلي  و تعاون باعث موفقيت مي شود و در همراهي هركس وظيفه اي دارد ولي  وظيفه ي رهبرِگروه خطير تر از ديگران است  .از ماست كه بر ماست: : پيام شاعر اين است كه عامل همه ي تباهي ها و سقوط ، تكبر و غرور است و هرچه نصيب ما مي شود حاصل و نتيجه ي اعمال ماست.

2- كبوتران اضطرابي مي كردند و هر يك خود را مي كوشيد. ( مي كوشيد :  مي كوشيدند )

3- آنچه كه لازمه ي رهبري و بزرگي است بايد انجام دهم .( علاوه بر آن كه زير دستان بايد وظايف خود را در مقابل رهبرِ گروه انجام دهند ، رهبر هم بايد در مقابل زيردستان به خوبي وظيفه ي خود را  انجام دهد .)

4- چون لازمه ي رهبري و بزرگي اين است كه رهبر در مواقع خطر ابتدا به فكر ديگران باشد. مطوقه مي ترسيد اگر موش ابتدا بندهاي او را پاره كند ، هنگامِ بريدن بندهاي ديگر كبوتران،خسته شود و دوستانش در بند بمانند.

درس شانزدهم صفحه ي 132

1-زيرا  عقل موجودي استدلالي و منطقي است و هميشه در پي يافتن مجهولات و نادانسته هاست به همين دليل تكرار را نمي پسندداما احساس در پي تجديد خاطره ها و مرور گذشته هاست به همين خاطر احساس، تكرار را دوست دارد.

2-  طبيعت

3- زيرا:   الف) نويسنده نوروز را تجديد خاطره ي خويشاوندي انسان با طبيعت و  نياز ضروري جامعه و خوراك حياتي يك ملت مي داند. ب) نويسنده معتقد است كه  نوروز يك جشن تحميلي سياسي نيست بلكه يك جشن ملي و تجديد تاريخ و باز گشت به اصل است ج) نوروز فصل شكفتگي روح و جان است د)نوروز با اعتقادات ديني ما پيوند دارد .

4- صفحه ي 130 سطر 19 تا  آخر( در اين ميعادگاهي كه همه ي نسل هاي تاريخ و اساطير ملت ما حضور دارند ...................)

5- در بيت اول : (زاغ ، باغ و  راغ) ارايه ي جناس /  در بيت دوم :  عرصه و عرضه جناس  / بيت چهارم واج آرايي و

6- تقليد كور كورانه و خودباختگيِ فرهنگي

درس هفدهم صفحه ي 139

1- كل ارض كربلاء و كل يوم عاشورا و كل شهر محرم .       «امام صادق(ع)»

2- مبارزه ي دايمي بين حق و باطل

3- تلميح / روح و نوح:  جناس / روح ايهام  دارد: 1- جان 2- جبرئيل / طوفان و نوح:  مراعات نظير/ اين كه بتوان با روح هم پيمان شد : استعاره ي مكنيه (تشخيص) / مردي به رنگ نوح در طوفان نشسته : تشبيه / واج آرايي : تكرار (ن) 8بار

4- پريدن پلك چشم « آمدن مهمان و وقوع يك اتفاق و رويداد »

5- مصراع دوم بيت چهارم( تويي كه درسفر عشق خط پاياني ) ومصراع اول بيت هفتم( كنار نام تو لنگر گرفت كشتي عشق) درهردو بيت پايان همه چيز را ظهور امام زمان معرفي مي كند.

6- مرجع هردو امام زمان(عج) است.

7- متناقض نما «پارادكس »در تركيب ( آرامشِ طوفاني)

8- قالب سپيد .  1- بي وزن است 2- قافيه ندارد 3- مصراع ها ي آن كوتاه و بلند مي شود 4- آهنگ و موسيقي دارد.

درس هجدهم ص 149( حذف شده است )

 

درس نوزدهم صفحه ي 154

1- بزرگي و  وسعت شخصيت / داراي صداي محزون و غم زده / داراي كلام روشن و بيدارگر /  نوراني بودن

2- سرچشمه ي كلام روشنِ امام از آيه هاي  قرآن است و تازگي و طراوت كلامش هميشگي است.

3- خود اتهامي« محاكمه ي دروني » شاعر غفلت هاو كوتاهي هاي خود را يك به يك بر شمرده است تا شايد راه روشني براي آيندگان ترسيم كند.

4- بشكن دل بي نواي مارا اي عشق       اين ساز شكسته اش خوش آهنگ تر است

5- زيرا دلِ شكسته، دردمند عشق است و خداوند دل هاي شكسته را دوست دارد . اشاره به حديث:«همانا خداوند نزد دلهاي شكسته است »

6- رباعي تقديمي آرايه ي جناس بين (هزار/ هزار)

درس بيستم ص 164(حذف شده است)

 

درس بيست و يكم صفحه ي 171

1- بهره از شيوه ي توصيف و داستان نويسي

2- اعتقادو باورقلبي نويسنده به پيامبرودين اسلام و قدرت قلم نويسنده واين كه مكه همه ي عظمت خودرامديون پيامبر است.

3- قديم : سيره ي ابن هشام / جديد : سيرت رسول الله از دكتر عباس زرياب خويي

4- دو بيت اول: پيامبر اسلام سواد خواندن ونوشتن نداشت به اراده ي خداوند آن چنان  از همه ي علوم سرشار گرديد كه آگاهان و دانشمندان جهان از او علم آموخته اند . بيت سوم:  از اين بيت بر مي آيد كه پيامبر اسلام با قلب  و درون پاك با خدا ارتباط داشت نه از طريق قراردادهاي مرسوم زندگي صفحه ي 167 بند دوم صدايي از عالم بالا

درس بيست و دوم صفحه ي 178

1- منظور  بي اعتباري و بي اهميتي رضا شاه است  كه قبل و بعد از حكومتش به رضا خان معروف بوده است .

2- ص 176 سطر17  (شاهين تيزبال افق ها بودم ، زنبور طفيلي شدم و به كنجي پناه بردم ...)

3- ماجراي مسافرت امير نصر ساماني  از  بخارا  و بازگشت او به همان شهر با   تا ثير شعر و چنگ رودكي درتوصيف بخارا و زيبايي هايش .   ( بوي جوي موليان آيد همي            يادِ يارِ مهربان آيد همي )

4- صفحه ي 172 سطر  8و 13 / رفتم تا قاضي شوم و درخت بيداد را از بيخ و بن بر اندازم. / از ترقي عدليه چشم پوشيدم و....

درس بست و سوم صفحه ي 185

1- پا و فرق تضاد/ پاي بر فرقِ فرقدان بيني كنايه از ارزش و مقام بسيار بالا يافتن/واج آرايي: تكرار (ر) 6بار و (ا) 5بار /اين  بيت اغرق نيز دارد.

2- جان گداختن به آتش عشق

3- صفحه ي 182 سه بيت آخر( تا به جايي رساندت كه يكي  ......)

4- براي درك حقايق الهي نيازي به ابزار مادي نيست چون حقايق، مانند آفتابِ روشن  ولي درك ما اندك وناقص است.                                         

5- بيت نوزدهم درس( شود آسان ز عشق كاري چند    .........)

6- صفحه ي 182 دو بيت آخر / صفحه ي 183پنج بيت آخر

درس بيست و چهارم صفحه ي 189

1- بيت پانزدهم   (هركسي را سيرتي بنهاده ام    .......)              

2- بيت پانزدهم                         

3- پيامبران براي ابلاغ پيام الهي آمده اند تا مردم را به خدا دعوت كنند و كاري جز اين ندارند. دوركردن بندگان از عبادت خدا و سخت گيري و تعصب كار پيامبران نيست.                                   

4- كرم و بخشش كردن بر بندگان  

5- به حضرت موسي هم وحي رسيد و هم حقايق عالم را ديد ( به بينش و يقين بالايي دست يافت)

6- بيت آخر .( هيچ آدابي و ترتيبي   )

درس بيست و پنجم ص 193 

1- دل عصاره ي روح آميخته با عشق است .   

2- نويسنده در صفحه ي 192 سطر 17  (بار نيافتن در دل انسان و دست رد بر سينه ي او نهادن ) را علت مردود بودن شيطان مي داند .

3- حافظ شيرازي در غزلي مي فرمايد :

 دوش ديدم كه ملائك در ميخانه زدند    گل آدم بسرشتند و به پيمانه زدند...

 

پايان

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم مهر 1390ساعت 3:21  توسط حسين نظريان ( غریب دلفانی) | 

در سوگ شمس

دنیا چه  وفا  دارد   ،  چون    شمس  قلندر  رفت 

بستان  چه  صفا دارد ،  چون سرو و صنوبر رفت

کانی  که  ندارد  زر ،  دیگر  به  چه     می ارزد  

بر  جا صدفی  ماند  ،   چون  دانه ی  گوهر رفت

یک چند چو خورشیدی   ،   بر   چشم فلک    آمد 

طناز  تر  از  شعرش   ،    آن  مرد سخنور  رفت

تا   نقل  سخن  می کرد ،   نقل   از   دهنش ریخت    

سعدی  صفت  از  عالم  ،  فردوسی  دیگر    رفت

آزاده چو    سروی  بود    ،    بر    ساحل اندیشه 

چون مرغ    سبکبالی    ، با راحت خاطر    رفت

در آینه ی  چشمم  ،  چون       خواب لطیفی  بود 

آن خواب خوش شیرین   ،  از کوچه ی باور رفت

تا رخت   سفر  بربست   ،  از     فرقت   دیدارش                   

از چشم  خلایق اشک ، چون  چشمه ی  کوثر رفت

چون خاطره ی پاکش   ،  بر  یاد  « غریب »  آمد 

این    نغمه ی جانفرسا   ،  بر صفحه ی دفتر  رفت

                                               (غریب دلفانی)

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم اسفند 1388ساعت 1:45  توسط حسين نظريان ( غریب دلفانی) | 

معيارِ پرواز

&         

قفس معيار پرواز كبوتر نيست

كبوتر دشت مي خواهد

هواي تازه مي خواهد

تو با يك مشت آب و دانه مي خواهي

كبوتر ماندني باشد.

قفس هرچند زيبا وبزرگ است

به قدر يك وجب از آبيِ بي منتهاي آسمان نيست .

كبوتر نبض احساس است

پريدن سهمِ او از لحظه ي عمر

از اين راحت سرايِ پشتِ مشتي آهن و سرب

كبوتر ننگ دارد

اسارت حق او نيست

كبوتر ماندني نيست .

+ نوشته شده در  شنبه سی ام خرداد 1388ساعت 1:33  توسط حسين نظريان ( غریب دلفانی) | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
در این وبلاگ اشعار شاعر دلفانی حسین نظریان ( غریب دلفانی)دبیر ادبیات دبیرستان های دلفان درج می گردد .

پیوندهای روزانه
تصویر روز
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
مهر 1390
اسفند 1388
خرداد 1388
مهر 1387
آذر 1386
مرداد 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
آذر 1384
آرشیو موضوعی
مطالب ادبی و هنری
پاسخ خودآزمایی های ادبیات تخصصی انسانی
پاسخ خودآزمایی های ادبیات فارسی 3 ریاضی و تجربی
پاسخ خودآزمایی های زبان فارسی 3 ریاضی و تجربی
پاسخ خودآزمایی های زبان فارسی تخصصی انسانی
پاسخ خودآزمایی های آرایه های ادبی سوم انسانی
پیوندها
جستجوی گوگل
اخبار هنري سايت پارسيك
نيوز دلفان ( آقاي گودرزي)
سایت آموزش و پرورش لرستان
سایت خانه کتاب ( شابک)
ماهنامه ادبي ماندگار
كانون ادبيات ايران
سخن (سايت كتاب و نشر الكترونيك ايران)
شوراي گسترش زبان و ادبيات فارسي
ديوان خواجه شمس الدين حافظ شيرازي
ادبكده ( بانك ادبيات فارسي)
مجله ي شعر
هفتان ( از هفت آسمان فرهنگ و هنر)
دانشگاه لرستان
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM





Powered by WebGozar